باتری های بیرونی نازک سونی، ویژه تلفن های هوشمند و تبلت ها

سونی روز دوشنبه اعلام کرد که به زودی نوع جدیدی از باتری های بیرونی (یدکی) اسمارت فون ها و تبلت ها را رونمایی خواهد کرد. این باتری های همراه، با ظرفیت های ۳۵۰۰ تا ۷۰۰۰ میلی آمپر عرضه شده و تنها ۱۹۸ گرم وزن خواهند داشت. ابعاد ۱۳۰ در ۱۳ میلیتری این باتری ها هم، آنها را به محصولی در قد و قواره اسمارت فون های امروزی بدل کرده است.

این گجت های پرکاربرد با استفاده از کابل USB شارژ می شوند. سونی ادعا می کند که هر باتری می تواند بدون کاهش ظرفیت و بروز مشکل، حداقل تا ۵۰۰ بار شارژ شود. سرعت شارژ اغلب اسمارت فون های موجود در بازار توسط این باتری، یک تا ۱٫۵ ساعت است.

اگر هم فکر می کنید قد و قواره این باتری بزرگ بوده و حمل آن برای تان سخت است، سونی باتری stick-type را به شما پیشنهاد می کند که به اندازه یک فلش درایو بوده و در رنگ های جذابی عرضه خواهد شد. هر دو مدل باتری های بیرونی سونی در پاییز امسال وارد بازار خواهند شد و از ۳۰ تا ۹۰ دلار قیمت خواهند داشت.

فید نارنجی

ارسال شده در اطلاعات مفید | برچسب‌شده , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

ساختن یک رابطه سالم، از آغاز تا پایان

بااینکه ماه‌های اول رابطه بسیار هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، روابط موفق بادوام نیاز به تلاش بسیار و سازش هر دو طرف دارد. ساختن روابط سالم نیاز به یک بنیاد محکم دارد تا در طولانی مدت دچار مشکل نشود. وقتی می‌خواهید رابطه‌ای را به تازگی شروع کنید:

• بسازید. پایه‌ای از احترام و قدرشناسی بسازید. بر همه چیزهای ملاحظه‌کارانه‌ای که طرفتان می‌گوید و انجام می‌دهد، تمرکز کنید. زوج‌های شاد به جای گیر دادن به اشتباهات همدیگر، حتی کوچکترین فرصت‌ها برای تشکر کردن از طرفشان را هم از دست نمی‌دهند.

• کشف کنید. علایق همدیگر را کشف کنید تا لیستی از کارهایی که در کنار هم می‌توانید از آن لذت ببرید را داشته باشید. کارهای جدیدی را با هم امتحان کنید تا علایق مشترکتان گسترش یابد.

• ایجاد کنید. اگر مرتکب اشتباهی شدید یا احساسات طرفتان را خدشه‌دار کردید، الگویی از عذرخواهی ایجاد کنید. گفتن «معذرت می‌خواهم» شاید در آن لحظه سخت باشد اما زخم‌های رابطه را درمان خواهد کرد. طرفتان اگر بداند که شما مسئولیت حرف‌ها و اعمالتان را می‌پذیرید، بیشتر به شما اعتماد خواهد کرد.

با پیش رفتن ماه‌ها: چیزهای مهمی که باید با جلو رفتن رابطه تشحیص دهید

تغییر رابطه. تغییرات زندگی بیرون از رابطه شما بر آنچه  از یک رابطه می‌خواهید و انتظار دارید تاثیر می‌گذارد. ازآنجاکه تغییر غیرقابل‌اجتناب است، استقبال از آن بعنوان فرصتی برای تقویت رابطه بسیار بهتر از این است که جلوی اتفاق افتادن آن را بگیرید.

بررسی دوره‌ای. هرازگاهی وقت بگذارید و درمورد تغییر انتظارات و اهدافتان با هم حرف بزنید. اگر زوجی به مدتی طولانی حرف زدن درمورد موضوعات دشوار را کنار بگذارد، بدون اینکه متوجه شوند رابطه‌شان دستخوش مشکلات اساسی خواهد شد.

وقتی مشکلی پیش می‌آید، چه باید کرد

اختلافات در رابطه نه تنها کاملاً طبیعی هستند بلکه اگر به درستی و بطور سازنده حل شوند، باعث تحکیم رابطه خواهند شد. مطمئناً زمان‌هایی از ناراحتی، فشار یا عصبانیت بین زوج‌ها خواهد بود. منبع این مشکلات در تقاضاهای غیرواقعبینانه و غیرمنطقی، انتظارات شناخته‌نشده یا رفتارها\مسائل حل‌نشده نهفته است. حل اختلافات نیاز به صداقت، میل به در نظر گرفتن دیدگاه طرف‌مقابل و گفتگوی بسیار دارد باوجود اینکه ممکن است به طور کامل قادر به درک آن نباشید.

گفتگوی سالم مسئله ای بسیار مهم است مخصوصاً وقتی گرفتن تصمیمات مهمی درمورد رابطه جنسی، کار، ازدواج و خانواده مطرح است. در زیر راهنمایی‌هایی برای داشتن گفتگو و ارتباط موفق و حل اختلافات آورده‌ایم.

• الگوهای خانوادگی همدیگر را بشناسید.
ببینید اختلافات در خانواده طرف‌مقابلتان چطور حل می‌شود و درمورد رویکرد به اختلافات در خانواده خودتان با او حرف بزنید. اصلاً غیرطبیعی نیست که زوج‌ها بفهمند که خانواده‌هایشان راه و روش‌های مختلفی برای ابراز عصبانیت و حل اختلافات داشته‌اند. اگر خانواده‌تان رویکرد خوبی در برقراری ارتباط و حرف زدن یا حل سازنده اختلافات نداشته است، به خودتان اجازه دهید راه‌های تازه‌ای برای حل مشکلات امتحان کنید.

• زمانبندی اهمیت دارد. برخلاف تصورات قبلی، بهترین زمان برای حل یک مشکل فوراً نیست. اصلاً غیرعادی نیست که دو طرف نیاز به کمی زمان برای آرام‌تر شدن داشته باشند. این وقفه به شما کمک می‌کند از گفتن بعضی حرف‌ها یا کارهای ناراحت‌کننده در همان لحظه جلوگیری کنید و به زوج‌ها کمک می‌کند بفهمند چه تغییراتی برای آنها مهم‌تر است. یادتان باشد، اگر از دست طرفتان عصبانی هستید اما هنوز نمی‌دانید که چه می‌خواهید، مطمئناً طرفتان هم نمی‌تواند آن را بفهمد!

• محیطی از حمایت احساسی ایجاد کنید.
حمایت احساسی یعنی قبول کردن تفاوت‌های طرفتان و اصرار نورزیدن بر اینکه که نیازهایتان را فقط به طریقی مشخص که شما می‌خواهید برآورده کند. بفهمید طرفتان برای ابراز احساسش به شما  چه روشی دارد و معیار و مقیاس مشخص برای رفتار طرفتان قرار ندهید.
• مخالفت کردن را قبول کرده و پیش روید. اکثر زوج‌ها با مسائلی روبه‌رو می‌شوند که هیچوقت بر سر آن توافق کامل نمی‌کنند. به جای دعواهای مکرر، مخالفت کردن با همدیگر را بپذیرید، با هم بحث کنید یا راهی برای حل مشکل پیدا کنید.

• بین چیزهایی که از طرفتان می‌خواهید و چیزهایی که نیاز دارید تمایز قائل شوید. بعنوان مثال، بخاطر امنیت ممکن است نیاز داشته باشید که طرفتان در زمان‌های تاریکی هوا دنبالتان بیاید. اما اینکه چند بار در روز به شما زنگ بزند ممکن است فقط یک خواسته باشد.

• پیام‌هایتان را مشخص کنید. یک پیام مشخص یعنی یک بیان محترمانهاما مستقیم از نیازها و خواسته‌هایتان. قبل از اینکه با طرفتان حرف بزنید، وقت بگذارید و خواسته‌هایتان را برای خودتان مشخص کنید. تمرین کنید که خواسته‌تان را با کلماتی مشخص و قابل‌لمس مطرح کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید دوست داشتم مهربان‌تر بودی بگویید، دوست دام بیشتر دست‌هایم را در دستت بگیری.

• در هر زمان فقط درمورد یک چیز بحث کنید. لیست کردن نگرانی‌ها و مشکلاتتان وسوسه‌انگیز است اما این کار فقط بحثتان را طولانی‌تر می‌کند. سعی کنید نگرانی‌ها و دغدغه‌هایتان یکی یکی حل و فصل کنید.

• واقعاً گوش دهید. شنونده‌ای خوب بودن نیازمند اینهاست: ۱) حرف کسی را قطع نکنید. ۲) بر حرفی که مخاطبتان میزند تمرکز کنید، به جای اینکه جوابتان را آماده کنید. ۳) چیزی که شنیده‌اید را با او چک کنید تا از بروز سوءتفاهم جلوگیری شود.

• خود را مهار کنید. تحقیقات نشان داده است که زوج‌هایی که خود را اصلاح و ویرایش می‌کنند و همه حرف‌های زمان عصبانیتشان را به زبان نمی‌آورند، معمولاً شادترین هستند.

انتظارات سالم و مشکل‌ساز در روابط

هرکدام از ما وقتی وارد رابطه عاشقانه‌ای می‌شویم، انتظاراتمان براساس زندگی خانوادگیمان، آنچه در رسانه‌ها دیده‌ایم و آنچه در روابط قبلی خود تجربه کرده‌ایم، شکل می‌گیرد. داشتن انتظارات غیرواقعبینانه  باعث می‌شود رابطه رضایت‌بخش نبوده و در آخر شکست بخورد. نکاتی که در زیر آورده‌ایم کمکتان می‌کند بین انتظارات سالم و مشکل‌ساز تمایز قائل شوید.

• به تغییرها احترام بگذارید. چیزی که شما در ماه‌های اول از یک رابطه می‌خواهید با چیزی که بعد از گذشت زمانی طولانی‌تر می‌خواهید، ممکن است تفاوت کند. باید پیشبینی کنید که هم شما و هم طرفتان به مرور زمان تغییر می‌کنید. احساس عشق و علاقه هم به مرور زمان تغییر می‌کند. احترام و ارزش گذاشتن بر این تغییرات، فرایندی سالم است. عشق شیمی مغز را برای ماه‌های اول آشنایی تغییر می‌دهد. هم به دلایل فیزیولوژیکی و هم احساسی، یک رابطه طولانی نوع پیچیده‌تر و غنی‌تری از عشق و علاقه در خود دارد.

• تفاوت‌ها را بپذیرید. اینکه بپذیرید بعضی چیزها درمورد طرفتان هست که هر چقدر هم که تلاش کنید حتی به مرور زمان هم تغییر نخواهد کرد، بسیار سالم اما دشوار است. متاسفانه، همیشه این انتظار وجود دارد که طرفمان طوری که ما می‌خواهیم تغییر خواهد کرد. ممکن هم هست که این انتظار غیرواقعبینانه را داشته باشیم که طرفمان هیچوقت تغییر نخواهد کرد.

• نیازها و خواسته‌هایتان را مطرح کنید. هرچند تصور اینکه طرفتان همه خواسته‌ها و نیازهای شما را می‌داند خیلی ساده است اما معمولاً اینطور نیست و می‌تواند منجر به استرس و فشار زیاد در رابطه شود. یک رویکرد بهتر و سالم‌تر این است که نیازها و خواسته‌هایمان را به طور مستقیم به طرفمان مطرح کنیم.

• به حقوق طرف‌مقابل احترام بگذارید. در روابط سالم، هر طرف حق دارد که احساسات، دوستان، فعالیت‌ها و نظرات خود را داشته باشد. غیرمنطقی است که انتظار داشته باشید او هم اولویت‌ها، اهداف و علایق شما را داشته باشد.

• برای جنگ عادلانه آماده باشید. زوج‌هایی که به کشمکش بعنوان تهدیدی برای رابطه‌شان نگاه می‌کنند که به هر ترتیبی باید از آن اجتناب کنند. زوج‌های سالم با هم می‌جنگند اما جنگ عادلانه–مسئولیت سهم خودتان را در مشکل بپذیرید، وقتی اشتباه می‌کنید قبول کنید و به دنبال مصالحه باشید.

• رابطه‌تان را تعمیر کنید. اکثر ما می‌دانیم که برای اینکه یک وسیله نقلیه را در جهتی دلخواه به حرکت واداریم نه تنها به سوخت مداوم نیاز دارد بلکه تعمیرات و اصلاحات منظم هم لازم دارد. درمورد روابط هم همینطور است. بااینکه ممکن است برای شروع رابطه خیلی تلاش کنیم، انتظار اینکه بدون تلاش یا تعمیر و اصلاح مداوم به مسیر خود ادامه دهد باعث می‌شود رابطه به تصادف ختم شود! بااینکه هدیه دادن خیلی مهم است اما معمولاً کارهای کوچک و غیرمادی که دو طرف برای هم می‌کنند است که رابطه را راضی‌کننده نگه می‌دارد.

فشارهای بیرونی بر رابطه

• تفاوت‌ در ریشه‌ها.
حتی آنهایی که از یک فرهنگ، مذهب یا وضعیت اقتصادی مشابه هستند خیلی خوب است که درمورد انتظارات خود از یک همسر خوب با هم صحبت کنند. آنچه که برای شما مشخص و نرمال به نظر می‌رسد ممکن است باعث تعحب طرفتان شود یا برعکس. اگر از ریشه‌های مختلف هستید، بدانید که لازم است زمان و انرژی بیشتری را برای ساختن رابطه‌تان صرف کنید. برای فهمیدن فرهنگ یا مذهب طرفتان وقت بگذارید.

• زمان باهم و بی‌هم بودن. اینکه چه مدت زمانی را با هم و یا دور از هم سپری کنید یکی از مهمترین دغدغه‌های روابط است. اگر زمانی که طرفتان دور از شما می‌گذراند را به شکل «آنقدر که او برایتان مهم است او به شما اهمیت نمی‌دهد» نگاه کنید، ممکن است قضاوت زودهنگام کنید. با طرفتان درمورد اینکه زمان دور از شما برای او چه مفهومی دارد حرف بزنید و درمورد نیازهایتان از رابطه در زمان‌های با هم بودن برای او حرف بزنید. خواستن آنچه می‌خواهید، بدون در نظر گرفتن نیازهای طرفتان، معمولاً باعث دور کردن او می‌شود.

• خانواده طرف‌مقابل. برای خیلی از دانشجوها طی دوران دانشجویی، خانواده منبع احساسی، و نه فقط مالی، مهمی تلقی می‌شود. کنار آمدن با خانواده طرف‌مقابل برای بعضی‌ها کار سختی است. بد نیست که کمی به نیت خوب والدین فکر کنید. والدین ممکن است توصیه‌ها و نصیحت‌های خوبی با نیت خالص درمورد رابطه شما داشته باشند. خیلی مهم است که هر دوی شما باهم درمورد اینکه چطور با ارزش‌ها و حمایت‌های متفاوت خانواده‌هایتان کنار بیایید با هم حرف بزنید.

• دوستان. خیلی‌ها هستند که تصور می‌کنند باید همه دوستانشان را دور بیندازند مگر اینکه طرفشان هم به اندازه خودشان آنها را دوست داشته باشد. کنار گذاشتن دوستان برای شما و رابطه‌تان سالم نیست مگر در مواردی که با دوستانتان در فعالیت‌هایی شرکت می‌کنید که برای خودتان و رابطه‌تان مخرب باشد. ضمن اینکه باید به خاطر داشته باشید که ممکن است طرفتان به اندازه شما از حضور دوستانتان لذت نبرد. باید درمورد اینکه با کدامیک از دوستانتان به اتفاق وقت بگذرانید با هم حرف بزنید.

۸ قدم اصلی برای حفظ یک رابطه خوب

۱) از چیزهایی که شما و طرفتان برای خودتان و برای رابطه‌تان می‌خواهید آگاه باشید.
۲) نیازهایتان را به همدیگر بگویید.
۳) بفهمید که طرفتان قادر به برآوردن همه نیازهای شما نیست. بعضی از این نیازها باید در خارج از رابطه برآورده شوند.
۴) برای حرف زدن و بحث کردن درمورد چیزهایی که از هم می‌خواهید علاقه نشان دهید.
۵) نخواهید که طرفتان برای برآوردن همه نیازهای شما تغییر کند. برای قبول کردن تفاوت‌های بین زوج ایدآل هرکدامتان  و فرد واقعی که با او ارتباط دارید تلاش کنید.
۶) سعی کنی به مسائل از دید همدیگر نگاه کنید. این به آن معنی نیست که همیشه باید با هم موافق باشید، بلکه هر دوی شما باید تفاوت‌ها، دیدگاه‌ها و نیازهای متفاوت هم را درک کنید.
۷) وقتی در انتظارات، نیازها یا نظراتتان، اختلاف مهم و اساسی وجود دارد، سعی کنید با صداقت و جدیت برای آن تلاش کنید. بهتر است زودتر از متخصص کمک بگیرید تا اینکه آنقدر صبر کنید که وضعیت بحرانی شود.
۸) سعی کنید با طرفتان به طریقی برخورد کنید که نشان دهد دوستش دارید و به او اعتماد دارید.

مطالب مرتبط:

  1. ویژگی‌های یک ازدواج‌ سالم
  2. رابطه جنسی یک شبه: مشکلات و معضلات
  3. یک رابطه عاشقانه را چه زمانی باید پایان داد ؟

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

سه زلزله هشت شهر استان تهران را لرزاند

سه زمین لرزه صبح و عصر سه شنبه در استان تهران که بزرگترین آنها ۳.۵ در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) بود، حوالی تهران، جوادآباد ورامین، پیشوا، ری، باقرشهر، کیلان، دماوند و آبسرد را لرزاندند و نهمین زلزله ۱۰ روز اخیر استان تهران را نیز رقم زدند.

بزرگترین زلزله سه شنبه ۴ مهرماه ۱۳۹۱ در جوادآباد از توابع شهرستان ورامین روی داد که به بزرگی ۳.۵ در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) بود و شهرستان پیشوا را نیز لرزاند.

این زمین لرزه در ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه و سه ثانیه صبح امروز در عمق ۱۳ کیلومتری زمین روی داد که موقعیت رومرکز آن توسط مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران ۳۴.۸۱ شمالی و ۵۱.۹۶ شرقی اعلام شد.

زلزله ۳.۵ ریشتری جوادآباد و پیشوا با عدم قطعیت مکانی ۰.۸۷+/ کیلومتر در جهت شمالی – جنوبی و ۱.۱۱+/ کیلومتر در جهت شرقی – غربی بوده است.

این زمین لرزه در۵۱ کیلومتری جواد آباد، ۵۷ کیلومتری گرمسار در استان سمنان، ۵۹ کیلومتری پیشوا و ۱۰۹ کیلومتری تهران بزرگ روی داد.

زلزله ۲.۲ ریشتری در کیلان، دماوند و آبسرد

ساعت ۸ و ۱۵ دقیقه و یک ثانیه صبح امروز نیز زلزله ای به بزرگی ۲.۲ در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) شهرهای کیلان، دماوند و آبسرد در شهرستان دماوند را لرزاند.

موقعیت رومرکز زلزله توسط مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران ۳۵.۵۷ شمالی و ۵۲.۳۴ شرقی در عمق ۱۱ کیلومتری زمین گزارش شده است.

عدم قطعیت مکانی این زمین لرزه نیز ۱.۷۴+/ کیلومتر در جهت شمالی – جنوبی و ۱.۱۱+/ کیلومتر در جهت شرقی – غربی بوده است.

این زلزله در ۱۵ کیلومتری کیلان، ۳۰ کیلومتری دماوند، ۳۱ کیلومتری آبسرد در شهرستان دماوند و ۸۶ کیلومتری تهران بزرگ روی داد.

تهران، شهرری و باقرشهر هم لرزیدند

ساعت ۱۲ و ۳۷ دقیقه و ۲۲ ثانیه عصر سه شنبه نیز شهرهای ری، باقرشهر و تهران با زمین لرزه ای به بزرگی ۲ در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) لرزیدند.

این زلزله با موقعیت رومرکز ۳۵.۶۱ شمالی و ۵۱.۵۳ شرقی در عمق ۱۷ کیلومتری زمین با عدم قطعیت مکانی ۳.۴۸+/ کیلومتر در جهت شمالی – جنوبی و ۲.۲۲+/ کیلومتر در جهت شرقی – غربی روی داد.

این زمین لرزه در ۸ کیلومتری ری، ۱۴ کیلومتری باقرشهر و ۱۵ کیلومتری تهران بزرگ گزارش شده است.

هنوز گزارشی از تلفات جانی و مالی هیچ کدام از این زمین لرزه ها گزارش نشده است.

شش زلزله در هشت روز

از شنبه هفته گذشته تا یکشنبه دوم مهرماه شش زلزله دیگر نیز نقاط مختلف استان تهران را لرزانده بود.

زلزله ای به بزرگی ۲ در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) ساعت ۲۰ و ۲۴ دقیقه و ۵۵ ثانیه روز یکشنبه دوم مهرماه، شهرهای کیلان، دماوند و آبسرد در شهرستان دماوند را لرزاند.

همان روز زلزله ای به بزرگی ۲ در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) شهرهای لواسان، پردیس و بومهن در شهرستانهای شمیرانات و تهران را در ساعت ۱۱ و ۴۲ دقیقه و ۵۱ ثانیه صبح به لرزه درآورد که این زمین لرزه در۱۱ کیلومتری لواسان شهرستان شمیرانات،۱۱ کیلومتری پردیس و۱۴ کیلومتری بومهن در بخش مرکزی تهران و۳۵ کیلومتری تهران بزرگ گزارش شد.

زلزله ای به بزرگی ۲.۱در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) چهارشنبه شب گذشته ۲۹ شهریورماه شهرهای فیروزکوه و کیلان در شهرستانهای فیروزکوه و دماوند را لرزاند تا چهارمین زلزله شرق استان تهران در پنج روز رخ دهد.

آن زمین لرزه در ۲۷ کیلومتری فیروزکوه در استان تهران، ۳۶ کیلومتری آرادان در استان سمنان، ۴۱ کیلومتری کیلان در شهرستان دماوند و ۱۱۱ کیلومتری تهران بزرگ گزارش شد.

همچنین زلزله ای به بزرگی ۲.۴در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) ساعت ۱۰ صبح دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۱ شهرهای دماوند، رودهن و آبسرد در شهرستان دماوند را برای سومین بار در سه روز لرزاند.

زلزله ای به بزرگی ۲.۱ در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) ساعت ۱۹ و ۱۰ دقیقه و ۴۶ ثانیه یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱ نیز رودهن و آبسرد در شهرستان دماوند و بومهن در بخش مرکزی تهران را لرزاند.

آن زمین لرزه در ۱۰ کیلومتری رودهن، ۱۱ کیلومتری آبسرد، ۱۱ کیلومتری بومهن و ۴۵ کیلومتری تهران بزرگ گزارش شد.

زلزله ای به بزرگی ۲.۳ در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) نیز بامداد شنبه شهرستانهای دماوند و فیروزکوه را لرزاند که این زمین لرزه در ۳۳ کیلومتری دماوند، ۳۵ کیلومتری فیروزکوه، ۳۹ کیلومتری کیلان و ۹۲ کیلومتری تهران بزرگ گزارش شد.

مطالب مرتبط:

  1. زلزله این بار فیروزکوه و کیلان را لرزاند
  2. ۲ زلزله پی در پی در بوشهر
  3. زلزله ۵ ریشتری بار دیگر تبریز را لرزاند

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

زاده نشده ولی پشیمان / داستان واقعی

«الهام» به‌تازگی از ترکیه به ایران بازگشته بود که در یک مجلس عروسی با او آشنا شدم. الهام نسبت سببی با یکی از اقوام دور ما داشت. رفتار خودمانی و شاد او موجب شد تا آن شب همه حواسم به او باشد. خیلی دوست داشتم دلیل جدایی او از همسرش را بدانم. وقتی الهام متوجه شد که من در یک شرکت بین‌المللی مشغول به کار هستم به بهانه پرسیدن سؤالاتی درمورد شغلم سرصحبت را با من باز کرد. به‌طوری‌که مادرش گفت: الهام جون چقدر سؤال می‌کنی؟ ایشون را خسته‌ کردی. من در پاسخ مادر الهام گفتم: نه اصلا! اتفاقا اگر کمکی از دستم برآید خوشحال می‌شوم انجام دهم و پس از آن شماره تلفنم را به مادر الهام دادم. ۳روز بعد از آن دیدار بود که تلفنم زنگ خورد و بلافاصله صدای الهام را شناختم. از آن پس‌ باز هم چندین‌بار به بهانه‌های مختلف زنگ زد و یک‌بار هم از طرف مادرش مرا دعوت به صرف شام کرد.

دیدارها ادامه داشت تا اینکه منجر به علاقه دو جانبه بین ما شد. چندماه بیشتر از آشنایی‌مان نمی‌گذشت که به پیشنهاد الهام به عقد یکدیگر درآمدیم ولی هنوز خانواده من از این جریان باخبر نبودند. با شناختی که از خانواده‌ام، به‌خصوص مادرم داشتم می‌دانستم که با این ازدواج مخالفت خواهند کرد. بنابراین بهتر دیدم در این مورد فعلا سکوت کنم. در آپارتمانی که متعلق به الهام بود زندگی می‌کردیم و بیشتر اوقاتمان در کنار هم می‌گذشت. من سر کار می‌رفتم و به ورزشم می‌رسیدم. الهام صبح‌ها تا نزدیک ظهر در خواب بود و تازه وقتی من از سرکار برمی‌گشتم یعنی از غروب تا نزدیک صبح زندگی ما شروع می‌شد. عجیب بود که الهام پر انرژی‌تر از روزها به کارها رسیدگی می‌کرد. وقتی اعتراض می‌کردم می‌گفت: من سال‌هاست که به این گونه زندگی و شب‌زنده‌داری‌ها عادت کرده‌ام ضمن اینکه تو روزها سرکار هستی و من نمی‌توانم با تو و در کنار تو باشم. به این دلیل شب‌ها را دوست دارم که تو را بیشتر درکنارم می‌بینم. این عادت الهام در اوایل زندگی برایم عجیب بود و گاهی به شوخی به او می‌گفتم: جای روز و شبت عوض شده است. روزها می‌خوابی و شب‌ها،‌ شب‌زنده‌داری می‌کنی ولی به‌تدریج این موضوع برایم عادی شد و خودم هم همپای او شدم. الهام سیگار می‌کشید و اغلب که به خانه می‌آمدم بوی سیگار آزارم می‌داد پنجره‌ها را باز می‌کردم  و اجازه نمی‌دادم که الهام درحضور من سیگار بکشد او هم می‌گفت: باشه عزیزم آنقدر دوستت دارم که حاضرم به خاطر تو سیگار هم نکشم.

حالا دیگر خانواده‌ الهام در جریان زندگی مشترک ما قرار داشتند. ولی خانواده من هنوز اطلاعی از این ماجرا نداشتند. یک سالی گذشت وقتی یک شب وارد خانه شدم الهام و چندتن از دوستانش را مشغول کشیدن قلیان دیدم. اعتراض کردم و گفتم: مگه قرار نبود که دیگر… نگذاشت حرفم تمام شود و گفت: عزیزم چقدر سخت می‌گیری؟ قلیان که سیگار نیست! اصلا هم دودش ضرری ندارد. یک بار امتحان کن خودت متوجه می‌شی. ولی من اعتراض کردم و با دلخوری گفتم: دود،‌ دوده هیچ فرقی نداره که سیگار باشه یا قلیان!‌ آن شب گذشت و مدتی بعد دوباره الهام بساط قلیان را راه انداخت و این‌بار با التماس از من خواست که یک‌بار امتحان کنم. به اصرار او پکی زدم ولی دچار سرگیجه و تهوع شدم. الهام با خنده گفت: عزیزم اولش همینطوره ولی بعد برات عادت می‌شه و کلی هم کیف می‌کنی. حالا دیگر دوستان الهام بیشتر پیش او می‌آمدند و من هم همپای غلیان کشیدن ‌آنها شدم.

چندی بعد مادرم در اثر سکته قلبی از دنیا رفت. بعد از فوت مادرم ازدواج پنهانی و زندگی مشترکمان را علنی کردیم،خانواده‌‌ام به‌شدت با این موضوع مخالفت کردند ولی من اصلا گوشم بدهکار نبود و فقط الهام را می‌دیدم. خانواد‌ه‌ام به دلیل اینکه بدون اطلاع آنها پنهانی ازدواج کرده بودم مرا از خود طرد کردند. خواهر و برادرانم  دارای زندگی‌های مشترک خوب و مشاغل آبرومند و موفقی بودند و از اینکه من اینگونه عمل کرده بودم بسیار دلخور و سرشکسته به نظر می‌رسیدند به همین دلیل رابطه‌شان را با من قطع کردند. شب‌زنده‌داری‌های ما ادامه داشت و کم‌کم توتون قلیان تبدیل شد به مواد دیگری که به قول الهام حال بیشتری بدهد. من هم شده بودم عضو ثابت جلسات و… حالا دیگر اغلب صبح‌ها خواب می‌ماندم و نمی‌توانستم به سرکار بروم. به‌تدریج شغلم را از دست دادم و الهام که از درآمد کارکرد سرمایهاش زندگی را می‌گذراند، گفت: فدای سرت عزیزم مگه من مرده‌ام؟! خلاصه وارد یک دوره بیکاری و بیعاری و خواب و خوراک شدیم،‌ به‌تدریج ظاهرم شادابی و طراوت خود را از دست داد و دیگر درآمد الهام جوابگوی مصرف مواد ما نبود به‌خصوص حالا که مصرفمان بیشتر هم شده بود. به توصیه او گاهی تعدادی از دوستانمان به منزل ما می‌آمدند و خود را می‌ساختند و از این طریق نفعی هم به ما می‌رسید. ولی پس از مدتی دوباره دچار مشکل شدیم چون علاوه بر مشکلات مالی که در اثر اعتیاد گریبانگیر ما شده بود به‌تدریج حرمت خانواده‌ و حریم خانه هم دود می‌شد و به هوا می‌رفت.

اغلب بوی مشمئزکننده دود و دم و عرق پا و بدن درهم می‌آمیخت و پذیرفتن این مسئله برای من بسیار سخت و دشوار بود. به همین دلیل هم به الهام گفتم: از امروز به بعد دیگه کسی حق نداره پاشو توی این خونه بگذاره. دیگه هرگز به کسی اجازه نمی‌دم که خماری‌اش را به خونه ما بیاره و حرمت و برکت رو با خودش از خونه ببره!

عجیب بود که الهام هیچ مخالفتی در برابر من نمی‌کرد و هرچه می‌گفتم می‌پذیرفت. فقط در آن لحظه چشمانش را ریز کرد و پک عمیقی به سیگارش زد و گفت: واقعا حیف تو نیست و نگاهش را به دوردست‌ها دوخت و زیرلب چیزی گفت که من نشنیدم و متوجه منظورش نشدم.

بعد از مدتی از حرفی که زده بودم پشیمان شدم ولی چاره‌ای نداشتم. به همین دلیل شروع کردم به خرده‌فروشی و پخش مواد. الهام وقتی مرا در آن حال دید پیشنهاد داد که خانه‌مان را بفروشیم. من اعتراض کردم و گفتم: بعدش کجا زندگی کنیم؟ الهام گفت: با مقداری از پول فروش خانه، جایی را رهن می‌کنیم و با بقیه‌اش هم یک مینی‌بوس می‌خریم تا بتوانی کار کنی. منتظر موافقت من هم نشد و خانه‌اش را فروخت. مینی‌بوسی خریدیم ولی من که تجربه رانندگی با مینی‌بوس را نداشتم عملا از کار کردن با مینی‌بوس چیزی عایدمان نمی‌شد. مجبور شدیم مبلغی را که برای رهن خانه پرداخت کرده بودیم پس بگیریم و از آن پس مینی‌بوس شد خانه متحرک ما…! از سختی‌های زندگی در آن نمی‌گویم و اینکه امنیت و آسایش نداشتیم و بدتر از آن اینکه به‌تدریج پولمان ته می‌کشید و دیگر نه شغلی داشتیم، نه خانه و نه وسیله‌ای که بتوان تبدیل به پول کرد. ما بودیم و یک مینی‌بوس که خانه و سقف بالای سرمان بود.

دوست و آشنایی هم نداشتیم که به کمک او امیدوار باشیم. خانواده من که به کلی منکر وجود من شده بودند و اسمی از من نمی‌آوردند. خانواده الهام هم به دلیل مشکلات مالی فراوان خودشان نیاز به کمک داشتند. دوباره به فکر خرده‌فروشی افتادم ولی این کار کفاف خرج زندگی‌مان را نمی‌داد. پس با فکر اینکه یک‌بار برای همیشه دست به انجام کاری بزرگ بزنم تا از این وضعیت خلاص شویم قبول کردم تا مقدار قابل توجهی مواد مخدر جابه‌جا کنم آن هم توسط یک واسطه که نمی‌شناختم کیست و کجاست؟ با او در یک پارک قرار گذاشتیم و مواد را تحویل گرفتم و هنوز ساعتی نگذشته بود که به دام ماموران مبارزه با مواد مخدر افتادم و راهی زندان شدم. بعد ازگرفتاری من،‌ مینی‌بوس هم توسط چند طلبکار مصادره شد و الهام دربه‌در خانه اقوام و من هم در زندان…!‌ چندماهی که در زندان بودم فقط الهام بود که به ملاقاتم می‌آمد. در یکی از همین روزها سرش را پایین انداخت و گفت: قبل از اینکه به زندان بیفتی می‌خواستم موضوعی را به تو بگویم، مکث کرد و سکوتش مرا به دلشوره انداخت. پرسیدم: چی شده؟ چی می‌خواستی بهم بگی؟ گفت: اول اینکه خانواده‌ات شنیده‌اند که اینجا هستی و می‌خواهند کمکت کنند و بعد هم… در حالی‌که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت: می‌خواستم بهت بگم که داری پدر می‌شی! برای یک لحظه شرایطمان را فراموش کردم. خوشحال شدم. با خنده گفتم: جدی می‌گی؟ ولی ناگهان با یادآوری شرایطمان و اینکه در آن لحظه در کجا هستم لبخند بر لبانم یخ زد و با لحنی سرد گفتم: بیچاره اون بچه بینوا که پدر و مادرش ماییم! سکوتی عمیق سایه‌اش را روی آرزوهایمان انداخت و با تلخی گفتم: چرا زودتر نگفتی؟ می‌دونی که او هم قبل از به دنیا آمدنش معتاد شده اون هم ناخواسته. الهام در حالی‌که برق خاصی در چشمانش بود گفت: ۵ ماهشه و خیلی هم بی‌قراری می‌کنه به‌خصوص وقت‌هایی که من… جمله‌اش را ناتمام گذاشت و سرش را به زیر انداخت و بعد به گریه افتاد. الهام خمیده و گریان رفت و با رفتنش نقشی عمیق، از سیاهی و تلخی در ذهن من به جا گذاشت.

آن روز به سختی از الهام دور شدم و مدام در فکر بودم که سرنوشت این کودک معصوم چه خواهد شد؟ ماه بعد منتظر آمدن الهام بودم ولی به جای الهام مادرش که سرتا پا سیاه پوشیده بود به دیدنم آمد و مقابلم نشست. با اشک پرسید: خوبی پسرم؟! ناگهان بدنم یخ کرد و شروع کردم به لرزیدن؛ جرات آن را نداشتم که بپرسم چرا الهام نیامده. می‌ترسیدم جوابی بشنوم که قادر به تحملش نباشم. مادرش اشک‌هایش را پاک کرد و درحالی که کاغذ مچاله‌ای را در دستم قرار می‌داد ‌گفت: می‌دونم خیلی سختی کشیدی ولی حلالش کن و با بغض ادامه داد: الهام رفت! نگاه یخ‌زده‌ام را به صورتش دوختم و چند قطره اشک سرد به روی گونه‌ام غلتید. مگر چه شده بود؟ یعنی الهام ترکم کرده بود؟ آخه بدون من کجا رفته بود؟ تکلیف بچه‌مان چی می‌شد؟ و هزاران پرسش دیگر که به مغزم هجوم آورده بود و رهایم نمی‌کرد. نمی‌دانم چه مدت در آن حالت بودم ولی وقتی سرم را بلند کردم مادر الهام رفته بود و کاغذ مچاله شده در دستم بود. با دستی لرزان بازش کردم. خط الهام بود مثل همیشه به بدخطی‌اش خندیدم. نوشته بود. عزیزم! شاید زمانی که این نامه را می‌خوانی من در این دنیا نباشم. می‌دانم که به خاطر من زندگی‌ات،‌ جوانی‌ات و مهم‌تر از همه تندرستی و خانواده‌ات را از دست دادی ولی باور کن که دوستت داشتم! بیشتر از خودم یا هرکس دیگر…!

ولی نمی‌دانم باید خود را مقصر بدانم یا خانواده‌ام را که در سنی پایین و ناپخته مرا مجبور به ازدواج با کسی کردند که دوستش نداشتم یا همسرم را که با همه تلاشی که کردم ولی بی‌فایده بود. درک متقابل از یکدیگر نداشتیم و به تفاهم نرسیدیم و نتوانستیم به زندگی مشترکمان ادامه دهیم. یا خود را که باعث شدم مشکلات مرا به جایی ببرند به نام ناکجاآباد و در این سفر ترا به همسفری برگزیدم. مرا ببخش!

مدتی بود که فرزندمان دیگر حرکتی نداشت و دیروز مرده به دنیا آمد و دلیلش اعتیاد من بود. اعتیاد باعث شد که فرزندمان هنوز به دنیا نیامده پشیمان شود. شاید با خود فکرکرد من که هنوز پا به این دنیا نگذاشته‌ام این همه زجر می‌کشم و شکنجه می‌شوم پس دنیا نمی‌تواند جای خوبی باشد. کاش می‌‌توانستیم دنیای خوبی برای فرزندمان بسازیم…

نظر مشاور

ازدواج یک تصمیم مهم و سرنوشت‌ساز است و امری تصادفی و متکی بر شانس و اقبال و بازی سرنوشت نیست. معیار انتخاب و شناخت تک‌بعدی نیست. اگر جوانان به مسائل تک‌‌بعدی نگاه نکنند و همه ابعاد را درنظر داشته باشند، مانند بعد عاطفی، روانی، جسمانی، ادراکی و اجتماعی می‌توانند در آینده انتخاب درستی داشته باشند. تصمیم‌گیری‌های عجولانه و بدون تحقیق و بررسی عاقبتی جز تباهی نخواهند داشت. برخی از افراد وقتی با مشکلی مواجه می‌شوند و شکست می‌خورند به جای یافتن دلیل شکست‌شان و مقابله با آن، متوسل به مکانیسم‌های دفاعی می‌شوند و سعی می‌کنند اشتباه خود را به گردن دیگران بیندازند. از جمله مکانیسم‌های دفاعی مکانیسم «دلیل‌تراشی» است. به وسیله مکانیسم «دلیل‌تراشی» فرد برای اثبات ارزشمندی خود «سفسطه» را به جای «رفتار منطقی» ارائه می‌کند و به این وسیله می‌خواهد به دیگران بقبولاند که آنها هستند که در اشتباهند. مثلا فردی به دلیل سستی اراده معتاد می‌شود و دلیل اشتباهش را داشتن دوست نایاب عنوان می‌کند و به گردن دیگری می‌اندازد. درست است که ازدواج در سنین پایین معقول و پسندیده نیست چون هنوز فرد به رشد عقلی- روانی و اجتماعی… و تکامل لازم نرسیده است ولی دختران بسیاری وجود دارند که در سنین پایین ازدواج کرده و وارد زندگی مشترک شده‌اند و با تلاش در جهت ادامه تحصیل، کسب شغل و موقعیت‌های اجتماعی و یادگیری مهارت‌های زندگی کوشیده‌اند و با تغییر خود به تکامل رسیده‌اند. معمولا افرادی هم که نتوانسته یا نخواسته‌اند در آن رابطه باقی بمانند و به زندگی مشترک‌شان ادامه دهند، جدا می‌‌شوند. پس از جدایی باتوجه به تجربه گذشته تلاش می‌کنند تا در انتخاب شریک جدید زندگی‌‌شان دقت بیشتری به خرج داده و سنجیده‌تر عمل کنند. متاسفانه هردوی شما با چشمانی باز و به میل خود چنین آینده ناخوشایندی را برای خود رقم زده‌اید. سعی کنید از خانواده‌تان به همراهی یک مشاور و برای گذر از این بحران کمک بگیرید.

مطالب مرتبط:

  1. ثروتمند واقعی کیست؟! / داستانک
  2. داستان فوق العاده زیبا : عشق واقعی
  3. داستان ترسناک و واقعی که در اردبیل اتفاق افتاد !!!

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

نقص امنیتی در تلفن های گلکسی سامسونگ: روی یک لینک کلیک کنید تا تلفن تان ریست شود

یک نقص امنیتی جدید سبب شده که سامسونگ و تلفن های گلکسی با دردسری جدی مواجه شوند. در این مشکل امنیتی کافی است که کاربران تلفن های گلکسی یک صفحه وب را باز کنند که حاوی یک کد مخفی است. با باز کردن این صفحه تلفن آنها به طور کامل ریست شده و تمامی محتوای آن نیز پاک می شود. بدون اینکه از کاربر اجازه ای پرسیده شود.

این نقص در تلفن های سامسونگ که از رابط کاربری تاچ ویز استفاده می کنند وجود دارد و تست های مختلف نشان داده که می توان گلکسی اس ۳ ، گلکسی اس ۲ و گلکسی اس ادونس را از طریق این کد کوچک ریست نمود.

این کد به راحتی می تواند درون یک صفحه وب قرار بگیرد و کافی است کاربر تلفن به این صفحه مراجعه کند تا تلفن اش فورا ریست شود. در دمو ارایه شده در یک کنفرانس امنیتی
آنها یک اس ام اس برای تلفن ارسال کردند. و کافی است روی لینک درون اس ام اس تپ کنید. اگر آن لینک در مرورگر پیش فرض تلفن شود، باید با اطلاعات تلفن تان خداحافظی کنید.

در واقع یک باگ در رابط کاربری تاچ ویز سامسونگ وجود دارد که امکان اجرای کدها USSD را از طریق صفحات وب می دهد و برای اجرای آن نیز هیچ اجازه ای از کاربر گرفته نمیشود.

سامسونگ گفته مشغول کار روی این مشکل است اما فعلا به نظر می رسد که کاربران تلفن های گکلسی با خطری جدی مواجه شده اند.

فید نارنجی

ارسال شده در اطلاعات مفید | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

تفاوتهای دنیای تجرد و تاهل را می شناسید؟

بسیاری معتقدند دوران تجرد، دورانی است که افراد در آن آزادانه زندگی می کنند، هر چه بخواهند می خورند، می گویند، ‌می روند و … اما همین که با کسی عقد کنند باید با آزادی ها و خوشی ها خداحافظی کنند.
درست است که این نگاه در مورد امر مهمی مثل ازدواج کمی سطحی به نظر می رسد اما باید پذیرفت که واقعاً دنیای تجرد و تاهل تفاوت های بسیاری با هم دارند. به بیان دیگر هر کدام از این دنیاها قوانین خاص خود را دارند که افراد برای موفقیت در زندگی باید بر طبق آن قوانین زندگی کنند.
جالب آنکه برخی از قوانین دوران تجرد نه تنها با قوانین زندگی مشترک متفاوت است بلکه کاملاً بر ضد آن هم هست. در حالی که همه می دانند جمع نقیضین محال است. تفاوت قوانین این دو دنیا و عدم توجه افراد به آنها باعث شکل گیری مشکلات و اختلافات بسیاری میان دختر و پسر به خصوص در دوران نامزدی می شود. در ذیل به برخی از این عادات اشاره می شود
 
تصمیم گیری های یک جانبه
شاید در دوران تجرد افراد در بسیاری از مواقع به خصوص در مورد مسائل شخصی شان به صورت انفرادی تصمیم گرفته و عمل نمایند اما دنیای تاهل با اینگونه تک روی ها سازگار نیست. در این دوران افراد باید از ساده ترین امور تا پیچیده ترین آنها با نامزدشان مشورت کرده و بر اساس تصمیمی که از طریق شور گرفته می شود عمل نمایند. تک روی در دوران نامزدی به معنای نادیده گرفتن فرد مقابل و عدم اعتماد به اوست به همین دلیل باعث اختلاف و درگیری میان افراد می شود.
عدم مسئولیت پذیری
اصطلاحاً به یکی از عادت هایی که اغلب افراد در دوران تجرد به آن مبتلا هستند « از زیر کار در رفتن » می گویند. شاید در دوران تجرد عدم مسئولیت پذیری در برخی از امور مشکل آفرین نباشد و افرادی چون پدر و مادر یا خواهر و برادر جور فرد غیر مسئول را بکشند اما پس از عقد و در زمان نامزدی و حتی بعد از آن در زندگی مشترک خبری از این زیر کار در رفتن ها نیست. همه چه دختر خانم و چه آقا پسر باید با انجام درست و به موقع وظایف و مسئولیت هایشان باعث سرعت یافتن روند سیر زندگی به سمت موفقیت شوند.
ابراز علاقه درست
همه می دانند که دو جنس مذکر و مونث در بسیاری از جهات و امور با هم متفاوتند. یکی از این تفاوت ها نحوه ابراز علاقه است. جنس مونث به دلیل روحیه بسیار لطیفی که دارد همیشه با مهر و محبت علاقه خود را به اطرافیان و دوستان نشان می دهد اما بالعکس در جنس مذکر معمولاً شوخی و شیطنت و گاهی اذیت نشان دهنده علاقه به فرد مقابل است. شاید این روند در دوران تجرد مناسب و منتقل کننده احساسات به فرد مقابل باشد ولی باید توجه داشت که هیچ کارایی برای دوران تاهل ندارد به همین دلیل هر دو جنس باید تا حدودی از موضع خود فاصله بگیرند.
یعنی نه دختر خانم بی نهایت عاطفی و رمانتیک باشد که آقا پسر اصلاً نتواند با او صحبت کند و نه آقا پسر از شوخی و اذیت های زیاد برای ابراز علاقه به نامزدش استفاده کند که خانم حس کند او هیچ عاطفه و علاقه ای ندارد. حد تعادل یقیناً ضامن خوشبختی طرفین خواهد بود.
 
کنار گذاشتن برخی اخلاق و عادات زشت
برخی اخلاق های زشت مانند توهین کردن،‌ مسخره کردن،‌ عیب جویی کردن، زورگویی و … جز عاداتی هستند که فرد باید قبل از عقد از آنها کناره بگیرد زیرا این تکنیک ها نه تنها در دوران تاهل هیچ سودی ندارند بلکه نوعی بی احترامی به فرد مقابل محسوب شده و باعث ایجاد کدورت، ناراحتی، دعوا و جدایی می شود.
توجه داشته باشید که « احترام متقابل » مهمترین اصل موفقیت در زندگی مشترک است.
 

مطالب مرتبط:

  1. معایب و مزایای ازدواج دانشجویی
  2. مجید سوزوکی واقعی را می شناسید ؟!+عکس
  3. تفاوتهای جالب روانشناسی زنان و مردان

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

پیتزایی کاملا سبز و رژیمی درست کنید

مـواد لازم ( برای۴ نفر )

آرد سفید : ۳ لیوان / ۴۸۰ کیلو کالری
روغن زیتون : ۴ قاشق مرباخوری /۱۰۰ کیلو کالری
بیکینگ پودر : ۲ قاشق چایخوری /۰ کیلو کالری
شکر : ۱/۵ قاشق چایخوری / ۱۶ کیلو کالری
نمک: ۳/۴  قاشق چایخوری / ۰ کیلو کالری
پنیر خامه ای : ۱۵۰گرم / ۱۹۵ کیلو کالری
مایونز : ۴ قاشق غذاخوری/ ۳۶۰ کیلو کالری
پنیر چدار : ۱۰۰گرم / ۱۱۰ کیلو کالری
کلم بروکلی: ۱ لیوان / ۲۵ کیلو کالری
هویج خلال شده : ۱ لیوان / ۲۵ کیلو کالری
گوجه فرنگی : ۱ لیوان / ۲۵ کیلو کالری
فلفل دلمه ای خلال شده : ۱ لیوان / ۲۵ کیلو کالری
گل کلم : ۱ لیوان / ۲۵ کیلو کالری
طـرز تـهـیـه
با خمیر پیتزا شروع کنید. به این ترتیب که بیکینگ پودر و شکر را در یک و نیم لیوان آب ولرم حل کنید و بگذارید ۲۰ دقیقه بمانند. آرد را نیز با نمک و روغن زیتون مخلوط و بعد از ۲۰ دقیقه، مخلوط آب را در آرد بریزید و خوب با هم مخلوط کنید. خمیر به دست آمده را ۱۵ دقیقه ورز دهید و ۲ ساعت در جایی گرم بگذارید تا در اصطلاح استراحت کند و جا بیفتد.
در این بین، سبزی ها را خرد کنید.
کلم بروکلی و گل کلم را خرد و فلفل دلمه ای و هویج را خلال کنید و گوجه فرنگی را به حلقه های بسیار نازکی درآورید.
سپس این سبزی ها را در کاسه ای بزرگ با هم مخلوط کنید و در کناری بگذارید.
بعد از گذشت ۲ ساعت، خمیر را در سینی فر پهن کنید.
یادتان باشد ابتدا باید نان پیتزا را بپزید و سپس مواد پیتزا را روی آن بریزید و آن را در فر بگذارید بنابراین پس از پهن کردن خمیر، آن را در فری که با دمای ۱۹۰ درجه سانتی گراد گرم شده است، قرار دهید تا پخته شود. بعد آن را خارج کنید و بگذارید تا خنک شود.
پس از خنک شدن، روی نان پیتزا مخلوط پنیر خامه ای و مایونز بمالید و سپس سبزی ها را روی آن قرار دهید و بعد روی تمام آنها پنیر چدار بگذارید و پیتزا را ۲۰ دقیقه در فر قرار دهید و سپس آن را سرو کنید.
 

مطالب مرتبط:

  1. دستور پخت پیتزا پپرونی (Pepperoni)
  2. طرز تهیه پیتزای ترکیه ای…
  3. آموزش درست کردن پیتزای ماکارونی با سبزیجات

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

تکه ای شیشه با قابلیت نگهداری اطلاعات تا ابد

اطلاعات هم مانند هر چیز دیگر، سرانجام می میرند. موسیقی های تان، فیلم های تان، اسناد و مدارک تان، فایل های مهم تان، کامپیوترتان. شما از هیچ یک توقع ندارید تا ابد زنده بمانند… اما شاید آرزوی چنین چیزی را در سر داشته باشید.

هیتاچی با دستیابی به تکنولوژی جدیدی، یک صفحه شیشه ای کوارتز تولید نموده و ادعا می کند می تواند اطلاعات و داده ها را تا ابد در آن ذخیره و حفظ کند. سی دی و هارد دیسک ها معمولا تنها چند دهه محدود یا حداکثر یک قرن عمر می کنند، اما این شیشه کوارتز می تواند «درجه حرارت های بینهایت زیاد را تاب آورده و در برابر شرایط محیطی غیرقابل تصوری ایستادگی کند. تقریبا تا ابد.»

این محصول تازه چگونه عمل می کند؟ اطلاعات به صورت باینری (صفر و یک) توسط نقطه و فرورفتگی هایی در وسط یک لایه نازک شیشه کوارتز نگهداری می شوند. این داده ها با میکروسکوپ های نوری معمولی قابل خواندن هستند. سایت PhysOrg درباره این ابزار ذخیره سازی می گوید:

نمونه اولیه این ابزار ذخیره سازی یک شیشه ۲ سانتی متر مربعی با ضخامت ۲ میلیمتر است که از کوارتز ساخته شده است. کوارتز ماده ای بسیار استوار و بادوام است که برای ساخت جام ها و دیگر ابزارهای شیشه ای آزمایشگاهی استفاده می شود.

این چیپ بسیار مستحکم در برابر اغلب مواد شیمیایی مقاوم بوده و امواج رادیویی تاثیری بر روی آن ندارند. در خصوص دوام آن هم به همین بسنده می کنیم که می تواند دمای هزار درجه سانتی گراد را برای دو ساعت به راحتی تاب آورده و هیچ آسیبی نبیند.

در حال حاضر، ماده تولید شده (که ضد آب هم هست) دارای چهار لایه نقطه نقطه است که می تواند در هر اینچ مربع ۴۰ مگابایت اطلاعات را ذخیره کند. یعنی گنجایشی شبیه به سی دی های موسیقی امروزی. اما محققان هیتاچی معتقدند که لایه های بیشتری را هم می توانند به آن بیفزایند. ابزار ذخیره اطلاعات شیشه ای. تصورش هم سخت است که ماده ای به این شکنندگی، قویترین ابزار ذخیره اطلاعات باشد.

فید نارنجی

ارسال شده در اطلاعات مفید | برچسب‌شده , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

کشف یک میمون جدید با صورتی شگفت انگیز

ercopithecus lomamiensis نوع جدید از میمون می باشد که در کشور کنگو در آفریقا مشاهده شده است. این گونه میمونها طبق مقاله مجله PloS One بر سطح زمین زندگی می کنند.

ساکنان محلی که با این گونه میمونها آشنایی نزدیک دارند و آنها را به نام lesula نام گذاری کرده اند.

مطالب مرتبط:

  1. حرکات شگفت انگیز سگ و میمون
  2. خانواده ای شگفت انگیز با رنگ پوست آبی
  3. عکس های شگفت‌انگیز از غول‌های اعماق دریا

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

اولین گفتگوی رضا داوودنژاد و همسرش غزل / عکس

رضا داوودنژاد بازیگر خوشروی سینما و تلویزیون که به تازگی یک عمل جراحی پیوند کبد را پشت سر گذاشته این روزها در حالی دوران نقاهت پس از بیماری را سپری می کند که تا همین چند هفته پیش یک نبرد تمام عیار با مرگ را پشت سر گذاشت. فارغ از اعضای خانواده داوودنژاد که در جریان مشکل رضا در کنار وی بودند همسر وی غزل بدیعی(خواهر عسل بدیعی) نیز در طی این مدت به مانند یک پرستار در کنار وی حضور داشت بلکه کمک حالی باشد بر اوضاع روحی نابسامان همسر. حالا این زوج جوان بعد از بحرانی که پشت سر گذاشته اند با خوش بینی به آینده می نگرند. رضا داوودنژاد و غزل بدیعی در تازه ترین گفتگویی داشته اند درباره تجربه پشت سر گذاشتن این بحران و البته اوضاع و احوال زندگی شان قبل، حین و بعد از این اتفاق سخن گفته اند. بخشهایی از صحبتهای این زوج را در ادامه می خوانید:

رضا داوودنژاد: جراحی کوچک کردن معده، این مشکلات را برایم به وجود آورد
–من زمانی که به بیمارستان رفتم ۱۱۰ کیلو وزن داشتم در حال حاضر هم بعد از آن همه خانه نشینی ۹۴ کیلو هستم. البته مردم به من میگویند رضا چاق شده ای اما خود من شخصا عاشق چاقی هستم. حتی وقتی لاغر شده ام دلم برای وزن زیاد تنگ است. احساس میکنم وقتی چاقم بامزه تر هستم یعنی حجم و ابعاد زیادم را بیشتر دوست دارم.
–من ده سال پیش معده ام را کوچک کردم و این جراحی مشکلات زیادی را برایم به وجود آورد. بعد از آن سیستم گوارشی ام دچار اختلالاتی شد و مجبور به تحمل بای پس روده شدم. بعد از این جراحی باید آمپول و سرمهایی را مصرف میکردم اما من وقتی روی دور لاغر شدن افتادم هیچ کدام از مسائل پزشکی را رعایت نکردم و همین باعث شد بدنم تحلیل برود. من یک جنگی با نخوردن پیدا کرده بودم و طوری شده بود که از غذا خوردن فرار میکردم. همسرم که متوجه این قضیه شده بود به محل فیلمبرداری می آمد و مجبورم می کرد روبرویش بنشینم و غذا بخورم.
–به هنگام عمل پیوند تنها چیزی که ناراحتم می کرد دوروبری هایم بودند که میدانستم از دست دادن من برایشان خیلی سخت است یعنی دیدم اگر اتفاقی برایم بیفتد تکلیف غزل، پدرم، مادربزرگم و خواهرم چه می شود.
–داستان آشنایی من و همسرم برمیگردد به خواهرهای ما. هشت سال پیش خواهر من زهرا، خانه عسل بدیعی خواهرخانم من دعوت بود. برای اولین بار غزل را که می بیند به غزل میگوید بیا عروس ما شو! در واقع آشنایی ما به واسطه خواهرهای ما بود. چهار سال پیش که غزل را برای اولین بار دیدم تمام دوروبری ها به من می گفتند غزل عمرا با تو ازدواج کند چراکه دوست ندارد ازدواج سینمایی داشته باشد.
–زمانی که من و غزل آشنا شدیم من بیشترین وزن زندگیم را داشتم. آن موقع ۱۸۷ کیلو داشتمم از همه هم اعتماد به نفسم بیشتر بود و من کلا با چاقی ام مشکلی نداشتم. فاصله آشنایی تا ازدواجمان هم دو سال طول کشید. من و غزل چه در دوران نامزدی چه در زندگیمان همیشه با هم خوب بودیم و هیچ وقت مشکلی با هم نداشتیم و همیشه فکر میکردیم رابطه مان در آخرین حدی است که میتواند بین یک زن و شوهر باشد و دوران بیماری هم وابستگی مان را بیشتر کرد. امسال تولد هر دوی ما در آی.سی.یو بود و بعد از این اتفاق هر دوی ما به این فکر افتادیم که نکند اینکه می گویند کسی زندگی ما را چشم زده، صحت داشته باشد!
–من با مادربزرگم هر دو روز یک بار صحبت میکنم یا با عمه ام رابطه نزدیکی دارم با پدر و مادر و خواهرهایم که خیلی بیشتر. ما هر موقع که وقت کنیم دور هم هستیم، این دورهمی ها جزو برنامه های اصلی زندگیمان است.
–اولین بار که خانه مستقل گرفتم مادر و خواهرم گریه کردند اما فقط همان یک بار گریه کردند چون زمانی که در خانه بودم خیلی شر بودم و همه را اذیت می کردم.

غزل بدیعی: دکتر رضا گفت اگر تا سه روز پیوند کبد نداشته باشد فوت می کند!
–رضا وقتی در آی.سی.یو بستری بود از ساعت ۳ تا ۵ که وقت بازدید بیماران بود هر روز حدود ۲۰۰ نفر از دوستان و آشنایان جمع می شدند و تازه رضا هم وضعیتش طوری نبود که بتواند با آنها ملاقات کند اما حمایت این دوستان خیلی کمک کرد.
–برای خیلیها انتظار جهت دریافت کبد ممکن است به یک سال و دو سال هم برسد. شرایط رضا خیلی حاد بود یعنی جزو کسانی شد که اولین کبد به دست آمده را باید به او پیوند می زدند. دکتر رضا گفت اگر تا سه روز دیگر پیوند نداشته باشد فوت می کند، به همین راحتی بنابراین پیوند رضا سریعتر انجام شد.
–هنگامی که رضا بستری بود هیچ وقت ناامید نشدم ولی وقتی رضا به کما رفت و علائم خطرناک شد حس کردم خیلی کم آورده ام و روحیه ام را از دست داده ام اما وقتی به شیراز رسیدیم و رضا در آی.سی.یوی بیمارستان نمازی بستری شد خانم دکتر علیزاده با یک ربع صحبت کردن توانست آرامشی به ما بدهد که در هفده روز تهران از هیچ پزشکی ندیدیم.
–رضا آدمی به شدت پرانرژی است البته هیچگاه مرا اذیت نمی کرد اما قبل از بیماری شیطنت و شر و شورش واقعا زیاد بود اما حالا متعادلتر شده است. شاید باور نکنید اما هر وقت که با هم بیرون می رفتیم نمیدانستم شب به خانه برمیگردم یا نه. ممکن بود سر از کرج و شمال یا شهرستانهای دیگر درآوریم!

مطالب مرتبط:

  1. اولین مصاحبه مشترک امین زندگانی و همسرش / عکس
  2. جدایی تام کروز از همسرش به دختر او صدمه روحی زده است
  3. امینم درباره اولین اجرای زنده خود صحبت می کند!

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش