فرسنگ به فرسنگ، علی ماند و علی

افتاده ام به گوشه ای از رهگذارتان
اوجم دهید تا که شوم خاکسارتان
اصل و اصالت من از اول اصیل بود
اصلا خدا سرشته مرا از غبارتان
هرچند دورم از تو… عجیب است چون دلم
حس می کند نشسته کناری کنارتان
چیزی برای عرضه ندارم به ساحتت
آقا دل شکسته می آید به کارتان؟
خرمافروش کوچه و بازار می شوم
شاید به جرم عشق شوم سر به دارتان
ای ناشناس نیمه شب کوچه های شهر
یک تکه نان به ما بده از کوله بارتان
میلش دگر به هیچ بهشتی نمی کشد
هرکس نشسته کنج بهشت مزارتان
شرمنده ایم بی خبریم ای بزرگوار
از آخرین امانت تان؛ یادگارتان
******
 

باز امشب منادی کوفه
از امامی غریب می خواند
گوشه خانه دختری تنها
دارد اَمن یجیب می خواند
**
مثل اینکه دوباره مثل قدیم
چشم اَز خون دل تری دارد
این پرستار نازنین گویا
باز بیمار بستری دارد
**
چادر پُر غبار مادر را
سرسجاده برسرش کرده
بین سر درد امشب بابا
یاد سر درد مادرش کرده
**
آه در آه چشمه در چشمه
متعجب زبان گرفته!پدر
خار درچشم اُستخوان به گلو!
درگلوم اُستخوان گرفته پدر
**
آه بابا به چهره ات اصلاً
زخم ودرد و وَرم نمی آید
چه کنم من شکاف زخم سرت
هرچه کردم به هم نمی آید
**
باز سر درد داری وحالا
علت درد پیکرم شده ای
ماه «اَبرو شکسته» باباجان
چه قَدَر شکل مادرم شده ای
**
سرخ شد باز اَز سر این زخم
جامه تازه تنت بابا
مو به مو هم به مادرم رفته
نحوه راه رفتنت بابا
**
پاشو اَز جا کرامت کوفه
آنکه خرما به دوش می بردی
زوددر شهر کوفه می پیچد
که شما بازهم زمین خوردی
**
دیشب اَز داغ تا سحر بابا
خواب دیدم وَگریه ها کردم
اَز همان بُغچه ای که مادر داد
کَفنی باز دست وپا کردم
**
کودکانی که نانشان دادی
روزگاری بزرگ می گردند
می نویسند نامه اَمّا بعد
بی وفا مثل گرگ می گردند
**
یا زمین دار گشته و آن روز
همه افراد خیزران کارند
یاکه اهنگری شده ان جا
تیرهای سه شعبه می ارند

**
وای اَز مردمان بی احساس
دردهای بدون اندازه
وای اَز آن سوارکارانُ
نعل اسبی که می شود تازه
**
وای اَز دست های نامَحرم
آتش ودود وچادر ودامان
وای اَز کوچه یهودی ها
سنگ باران قاری قرآن..
******

آزرده طعم دورى، از یار را چشیده
روى سحر قدم زد با کسوت سپیده
روى زمین قدم زد با آسمان سخن گفت
از ابرها بپرسید از گفته و شنیده
مى‏رفت سوى مسجد امّا نه مثل هر شب
چون عاشقى که وقت وصل دلش رسیده
تکبیر گفت و الحمد تا انتهاى سوره
بهر رکوع خم شد با قامتى خمیده
برخاست از رکوع و آرام رفت سجده
اشک خداست این که روى زمین چکیده
تیغى فرود آمد کعبه شکست و تسبیح
محراب ماند و تیغى کاین کعبه را دریده
او سجده کرد امّا سر بر نداشت دیگر
سجده به این طویلى مسجد به خود ندیده
کعبه شکست برداشت امّا نه بهر میلاد
نزدیک شد زمان دیدار یک شهیده
******

نه این که بالا برده دست تا دعا بکند
خدا کند دستش بشکند خطا بکند
دلش بسوزد سوگند خورده دل ها را
به سوزناک ترین داغ مبتلا بکند
شبیه صاعقه تیغی فرود می آید
که جشن هر شب ایتام را عزا بکند
اگر که پای جهالت وسط نباشد، تیغ
چگونه قله ی یک کوه را دو تا بکند؟!
سپید رویت را سرخ کرده تا خود را
سیاه روی ترین فرد ماجرا بکند
نخواست تا که جسارت شود و الا در
بعید بود عبای تو را رها بکند
خدای عاشق فرمود: لا فتی الا…
که تا حسابِ تو را از همه جدا بکند
برای وصف تو دریای واژه قادر نیست
که حق مطلب را کاملا ادا بکند
علی که باشی یعنی مقام تو اعلاست
چرا گروهی باید تو را خدا بکند؟
قریبْ فاصله مان از تو چارده قرن است
یکی بیاید و فکری به حال ما بکند
******

صورت خیس خودش را طرف چاه گرفت
آسمان تیره شد از بس که دل ماه گرفت
بر سر سفره کمی درد دل خود را گفت
یک نفس گفت؛ ولی آینه را آه گرفت
راه افتاد مسیحا که نفس تازه کند
زیر سنگینی گامش نفس راه گرفت
خانه آوار شد و روی قدم هاش افتاد
اشک هی آمد و تا پای قدمگاه گرفت
سمت در رفت ولی در به تقلّا افتاد
و از این حادثه یک فرصت کوتاه گرفت
درب بسته شد و قلاب به پهلوش گرفت
روضه ای شد که دل حضرت درگاه گرفت
باز هم روضۀ دیوار و در و یک مادر…
باز با دختر خود ذکر “وا اُمّاه” گرفت
لحظه ای بر در این خانه به زانو افتاد
“اشکِ بر فاطمه” را توشۀ  این راه گرفت
وقت رفتن شده بود و سحرش آمده بود
پا شد و جلوه ی “یا فالق الاصباح” گرفت
رفت معشوق خودش را بکشد در آغوش
رفت و وقتی که تنش حالت دل خواه گرفت
بوسه ای زد به سرش تیغ و تنش آتش شد
آتشی که به دل سنگ و پر کاه گرفت
مثل زهرا به زمین خورد و به سجده افتاد
آن چنان که دل محراب  و دل ماه گرفت
آه یک دست بر آن فرق شکسته که گذاشت
خم شد و  دست به پهلوش به ناگاه گرفت
پا شد و رو به مدینه شد و با فاطمه گفت
عاقبت حاجت خود را اسد الله گرفت
******

سلمان! تو نیستی و ابوذر نمانده است
عمار نیست ،مالک اشتر نمانده است
قرآن به نیزه می رودراینجا هزار بار
جز خطبه ی دریغ به منبر نمانده است
یادت که هست شیر خدا، دست بسته بود
جز آه، سهم فاتح خیبر نمانده است!
در کوچه های هاشمی آتش هنوز هست
باور مکن که حادثه دیگر نمانده است!
دشمن خیال کرد کتاب غدیر سوخت
یا جزر و مد سوره ی کوثر نمانده است!
چاه انعکاس غربت پهناور علی ست
وقتی به کوفه، رد برادر نمانده است
دلواپس کدام یتیم است او که در
آشوب هیچ معرکه ای درنمانده است!
شور شراب های ازل با شما چه کرد؟!
دوری گذشت و چشم به ساغر نمانده است
تکفیر می کنند پیاپی امام را
ایمانشان به مصحف و دفتر نمانده است  
******

 شب از جامۀ ظلمت شده چون صحن عزا،
 خانه سیه‌پوش،
تو گویی همه چیز و همه کس گشته فراموش،
نه مانده شبحی پیش دو چشمی،
نه صدایی رسد از کوچۀ خلوت زده بر گوش،
 چرا، می‌شنوم تک تک پا و،
 شبحی را نگرم می‌رسد از دور،
 یکی مرد که پوشیده رخ و از رخ مستور،
 به هر کوچه تاریک دهد نور،
گمان می‌کنم این مرد کلیم‌الله آن کوچه بُوَد
 آه ببینید کجا می‌رود و چیست ورا نیت و منظوره
 چه آرام و خموش است،
دلش بحر خروش است،
ببینید که انبان پر از نان و پر از دانه خرماش به دوش است
 به گمانم که به ویرانه فقیری دل شب منتظر اوست
که از گوشه ویرانه ندا می‌دهد ای دوست کجایی؟!شب از جامۀ ظلمت شده چون صحن عزا،
 خانه سیه‌پوش،
تو گویی همه چیز و همه کس گشته فراموش،
نه مانده شبحی پیش دو چشمی،
نه صدایی رسد از کوچۀ خلوت زده بر گوش،
 چرا، می‌شنوم تک تک پا و،
 شبحی را نگرم می‌رسد از دور،
 یکی مرد که پوشیده رخ و از رخ مستور،
 به هر کوچه تاریک دهد نور،
گمان می‌کنم این مرد کلیم‌الله آن کوچه بُوَد
 آه ببینید کجا می‌رود و چیست ورا نیت و منظوره
 چه آرام و خموش است،
دلش بحر خروش است،
ببینید که انبان پر از نان و پر از دانه خرماش به دوش است
 به گمانم که به ویرانه فقیری دل شب منتظر اوست
که از گوشه ویرانه ندا می‌دهد ای دوست کجایی؟!
که بگیری دل شب باز سراغ فقرا را؟
عجبا عرش خداوند مکان کرده به ویرانه سرایی
 بگرفته است به دامن سر یک پیر فقیری
که ندارد به جز از دیده اعما و تن خسته و دست تهی‌اش برگ و نوایی،
 به لبش ذکر دعایی،
 به دلش حال و هوایی،
 نه طبیبی نه دوایی نه غذایی،
 همگان چشم بصیرت بگشایید و ببینید
که در دامن ویرانه امیری شده هم صحبت و دلباخته پیر فقیری،
 اگر آن پیر بپرسد تو که هستی؟
گل لبخند ز جان بخش لبش روید و در پاسخ آن پیر بگوید
 که فقیری شده در این دل شب یار فقیری،
 عجبا باز به دوشش یکی انبان و
 گرفته است ره کوچه و پوید سوی ویرانه دیگر
 که به ایتام زند سر، ببرد بر همه از لطف و کرم باز غذا را.  
کیستی؟ ای همه جا روی تو پیدا
 که ندیدند و نگفتند که هستی؟
تو همان شیر خدایی، تو چراغ شب تنهاییِ خیل فقرایی،
تو به احزاب و اُحد یار رسول دو سرایی،
 تو به ایتام، پدر در دل ویرانه سرایی،
 تو گَهی هم سخن چاه و گهی پهلوی نخلی،
 به زمین چهره گذاری، ز بصر اشک بباری و
 گهی می‌چکد از قبضۀ تیغت به زمین خون عدو در صف پیکار،
 گهی مرحب خیبر کُشی و عمرو به شمشیر شرربار،
 گهی دست تو در سلسلۀ خصم ستمکار،
 گهی وصله زنی کفش خود ای حجت دادار،
 گهی قلۀ عرشی و گهی حفر قناتت بوَد ای دست خدا کار،
گهی عرش مکانی و گهی خانه نشینی،
گهی استاد به جبرییل امینی و گهی یاور آن پیرزن مشک به دوشی،
 نتوان گفت که هستی تو، که هستی؟
تو بگو تا بشناسیم به توفیق بیان تو خدا را.
ناسپاسان که به جز مهر و وفا از تو ندیدند،
چه شد کز تو بریدند؟
 خدا را، به چه تقصیر به محراب دعا تیغ کشیدند؟
چرا فرق تو را از ره بیداد دریدند؟
عجب حق تو گردید ادا، پیک خدا داد ندا،
 آه که شد منهدم ارکان هدی،
خفت به خون شیر خدا،
 گشت به محراب فدا،
روح مناجات و دعا،
مسجدیان یکسره این نالۀ جانسوز شنیده
همه از پنجۀ غم جای گریبان،
 جگر خویش دریدند، ز دل ناله کشیدند،
 ز هر سو، سوی محراب دویدند و
بدیدند همه دین خدا در یم خون خفته و
 از لعل لب خویش گهر سفته و با صورت خونین
 سخن از فزت و رب گفته،
گهی می‌رود از هوش گه از اشک حسن آمده بر هوش،
زند خون دل خسته‌اش از زخم جبین جوش،
ز سوز جگر سوخته با قاتل خود گفت خدا را
 به چه جرمی به رویم تیغ کشیدی؟
 تو که دیدی ز علی آن همه احسان و وفا را.
همه تن اشک فشان دست گشودند که آرند علی را
به سوی خانه که ناگاه در آن سوز و غم و درد نگاهی
به افق کرد و ندا داد که ای صبح!
نشد در همه ایام تو از جیب افق سر زنی و
چشم علی پیشتر از سر زدن روی تو بیدار نباشد،
عجبا گشت فدا در دل محراب دعا،
جان پیمبر،
 علی آن ساقی کوثر،
علی آن فاتح خیبر،
علی آن میر مظفّر،
 علی آن روح مکرم،
علی آن عدل مجسم،
علی آن دادرس امت و مظلوم‌ترین رهبر عالم،
به خداوند، به پیغمبر و زهرا که علی کشتۀ عدلی است
که خود حاکم آن بوده و خود مجری آن بود،
خدا را، نشنیدید مگر داد دوا پیش‌تر از کشتن خود قاتل خود را؟
 نشنیدید که بخشید ز اکرام و جوانمردی خود تیغ به دشمن؟
نتوان یافت دگر مثل علی
گو که بپویند زمین را و سما را.
******

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید
رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید
دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد
نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد
تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت
امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت
امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند
مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند
تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد
امشب به نام سجاد خط اسارت آمد
امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید
آری برادر امشب زینب اسیر گردید
باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان
امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران
امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید
امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
******

الا ای تیرگی های شب ای خاموشی صحرا     
زمینها آسمانها کهکشانها گوش سرتا پا
ببینید از دل بشکسته آوایی که می آید
که نزدیک است بنیاد فلک را بر کند از جا
کدام افتاده از پایی به خاک تیره افتاده     
که گویی خاک معشوق است و او چون عاشقی شیدا
به پای نخل های کوفه اشک کیست میبارد     
که نخلستان ز اشکش میدهد شیرین ترین خرما را
شبی در تیرگی جویا شدم آهسته آهسته     
که آن خلوت نشین حجره شب را کنم پیدا
به ناگه در مناجات و نوای عاشقی دیدم     
امیرالمومنین را محو ذات خالق یکتا
نه خوفش از جحیم و نی هوای جنتش بر سر    
 نه در افسوس امروز و نه در اندیشه فردا
به خشم افکنده بر اعضای دنیا لرزه و گوید    
 که ای دنیا چه خواهی از علی عالی اعلی
من از آغاز عمر خود طلاق دائمت گفتم     
ز چشمم دور تر شو دور قری غیری ای دنیا
شب تاریک و نخلستان و این صحرا بود شاهد     
که این دنیا بود زندان و من زندانی دنیا
چه شب هایی که نان دادم به سائل ها و بشنیدم     
که میگفتند یارب از علی برگیر داد ما
نه آن سائل مرا بشناخت در آغوش تاریکی     
نه من در پیش او کردم نام خود افشا
تو هم دنیا چو آن سائل مرا نشناختی هرگز     
که خون کردی دل زار مرا پیوسته ای دنیا
تو زهرای مرا در سن هجده سالگی کشتی    
تو پیش چشم من سیلی زدی بر صورت زهرا
تو بشکستی ز کین بین در و دیوار پهلویش     
تو کشتی محسن مظلوم او از کینه اعداء
ز من مخفی مکن دنیا که من این نکته میدانم     
همین شبها کنی برنامه قتل مرا امضا
******

 پهن شد سفره ی احسان، همه را بخشیدی
باز با لطف فروان همه را بخشیدی
ابر وقتی که ببارد همه جا می بارد ،
رحمتت ریخت و یکسان همه را بخشیدی
گفته بودند به ما سخت نمیگیری تو…
همه دیدیم چه آسان همه را بخشیدی
یک نفر توبه کند با همه خو میگیری
یک نفر گشت پشیمان همه را بخشیدی
این گنهکاری امروز مرا نیز ببخش
تو که ایام قدیم ، آنهمه را بخشیدی
حیف از ماه تو که خرج گناهان بشود
تو همان نیمه ی شعبان همه را بخشیدی
داشت کارم گره میخورد ولی تا گفتم
” جان آقای خراسان ” همه را بخشیدی
بی سبب نیست شب جمعه شب رحمت شد
مادری گفت “حسین جان “همه را بخشیدی
******

فرسنگ به فرسنگ، علی ماند و علی

ای ننگ به نیرنگ… علی ماند و علی

در عرصه لاف کوفیان سردارند

در معرکه جنگ علی ماند و علی
******

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

حدادی با ۹ سانتی‌متر اختلاف نقره گرفت / عکس

پرتابگر دیسک ایران به نشان نقره المپیک لندن دست یافت و مدالی بسیار با ارزش دست یافت.

 احسان حدادی قهرمان و رکورددار پرتاب دیسک آسیا در فینال رقابت‌های المپیک لندن با پرتابی به میزان ۶۸ متر و ۱۸ سانتی متر نخستین پرتاب خود را انجام داد.

  
حدادی که تمام رقبایش را در فینال پیش رو داشت، در کنار ۱۱ پرتابگر دیگر کارش را آغاز کرد.
 
وی در حرکت دوم پرتابی به میزان ۶۴ متر و ۹ سانتی متر انجام داد.
 
در ادامه پرتابگران نتوانستند به رکورد حدادی برسند، اما در ادامه هارتینگ با پرتاب ۶۸ متر و ۲۸ سانتی متر از حدادی پیشی گرفت. پرتابگر ایران پرتاب پنجم را خطا کرد و در پرتاب ششم هم خطا کرد و نقره گرفت.
 
پیش از این احسان حدادی در رقابت‌های قهرمانی جهان در کره جنوبی، موفق شده بود به مدال برنز دست پیدا کند.
  

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

حدادی با ۹ سانتی‌متر اختلاف نقره گرفت / عکس

پرتابگر دیسک ایران به نشان نقره المپیک لندن دست یافت و مدالی بسیار با ارزش دست یافت.

 احسان حدادی قهرمان و رکورددار پرتاب دیسک آسیا در فینال رقابت‌های المپیک لندن با پرتابی به میزان ۶۸ متر و ۱۸ سانتی متر نخستین پرتاب خود را انجام داد.

  
حدادی که تمام رقبایش را در فینال پیش رو داشت، در کنار ۱۱ پرتابگر دیگر کارش را آغاز کرد.
 
وی در حرکت دوم پرتابی به میزان ۶۴ متر و ۹ سانتی متر انجام داد.
 
در ادامه پرتابگران نتوانستند به رکورد حدادی برسند، اما در ادامه هارتینگ با پرتاب ۶۸ متر و ۲۸ سانتی متر از حدادی پیشی گرفت. پرتابگر ایران پرتاب پنجم را خطا کرد و در پرتاب ششم هم خطا کرد و نقره گرفت.
 
پیش از این احسان حدادی در رقابت‌های قهرمانی جهان در کره جنوبی، موفق شده بود به مدال برنز دست پیدا کند.
  

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

بزرگترین موزه بادی دنیا / عکس

موزه های بسیار زیادی در کشورهای مختلف دنیا وجود دارد که محل هایی برای جذب گردشگران هستند و گاهی خود موزه می تواند جاذبه گردشگری باشد. وسایل بادی معمولا برای بازی های کودکان ساخته می شوند و به طور کلی بازی در این وسایل بسیار لذت بخش است.
 
 

حال فرض کنید اگر موزه ای به این صورت وجود داشت باشد خودش می تواند محلی برای بازی و سرگرمی باشد و در کنار ان نیز مردم می توانند از وسایل داخل موزه دیدن کنند.

موزه “گالیور” در پکن موزه ای است که به همین صورت درست شده است. این موزه بادی به عنوان بزرگترین موزه بادی دنیا شناخته می شود و در داخل آن کودکان با کارهایی که بدن انجام می دهد آشنا می شوند.

 

با قدم زدن در این موزه که بیش از ۷۰ متر طول دارد شما می توانید از قسمت هایی مانند قلب و ریه انسان ها دیدن کنید و با نحوه کار آن ها آشنا شوید.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

نابغه دوساله ایرانی در انگلیس

از دیرباز تاکنون ایرانیان از جمله مردمان باهوش در سراسر دنیا بوده اند و هم اکنون نیز بزرگترین دانشمندان دنیا از اهالی همین مرز و بوم هستند.

در حالی که بیشتر بچه های دوساله به دنبال بازی کردن هستند و بیشتر زمان خودشان را مقابل کامپیوتر و یا تلویزیون صرف می کنند “شروین سرابی” به یادگیری پرچم های کشورهای دنیا می پردازد.
“شروین” کودک دوساله ایرانی الاصل که ساکن انگلستان است که مادری انگلیسی و پدری ایرانی دارد. وی علی رغم سن کم می تواند پرچم و همچنین نقشه ۱۹۵ کشور دنیا را با دقت و بدون خطا نام ببرد.

 

او همچنین می تواند به راحتی حرف بزند و نزدیک به ۵۰۰ لغت را نیز بخواند و همچنین اطلاعات بسیار زیادی در مورد آتش فشان ها و ستاره های دنباله دار دارد. او در حالی که تنها ۱۰ ماهه بود اولین لغت ها را به زبان آورد و در حالی که تنها ۱۸ ماه داشت می توانست با تلفن های همراه به راحتی کار کند و اجزای آن ها را می شناخت.

 

“آماندا” مادر او می گوید، پزشکان شروین را یک نابغه می دانند و از ما درخواست کرده اند که او را زودتر به مدرسه بفرستیم. وی همچنین گفته است که چند شب پیش “شروین” مرا از خواب بیدار کرد و از من در مورد ایساک نیوتون و راز کشف جاذبه سوال می کرد.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

امینم درباره اولین اجرای زنده خود صحبت می کند!

اولین اجرای زنده امینم با شکست مواجه شد و همه او را هو کردند به همین دلیل امینم تصمیم گرفت سبک رپ را کنار بگذارد .

 این خواننده موفق و مشهور ، فعالیت خود در زمینه موسیقی رپ و خواندن آهنگهای سبک رپ را در سالهای اول دهه ۹۰ آغاز کرد اما وقتی برای اولین بار یک آهنگ رپ را بطور زنده اجرا کرد تماشاگران او را هو کردند و او آنقدر ناراحت شد ک تصمیم گرفت کلا” این کار را رها کند.

 

امینم گفت:”اولین باری که در مقابل مردم یک آهنگ رپ اجرا کردم ، آنها مرا هو کردند و این اتفاق ضربه روحی خیلی سختی به من وارد کرد . به یاد دارم این اتفاق آنقدربه من ضربه سختی وارد کرد که وقتی به خانه رفتم با خودم گفتم، این کار را رها می کنم.

 ”و یک هفته بعد ، دوباره انگیزه لازم برای ادامه دادن را پیدا کردم و به خودم گفتم ، من باید شانسم را دوباره امتحان کنم و دوباره اینکار را انجام دهم .”

 از آن زمان تا به حال امینم به یکی از موفق ترین خواننده های رپ مبدل شده است و می گوید ، زندگیش را به این موسیقی بدهکار است.

 او در ادامه حرفهایش گفت:”واقعا” احساس می کنم که اگر موسیقی رپ نبود من هیچ وقت به اینجا نمی رسیدم . این موسیقی به من صدا داد ، به من قدرت داد . اگر موسیقی رپ وجود نداشت من هیچ کدام از این کارهارا نمی توانستم انجام دهم.”

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

تام سعی می کند دخترش را با پول بخرد؟

تام کروز قصد دارد با هدایای گرانقیمت دل دخترش را به دست آورد.

سوری در حال حاضر تحت سرپرستی مادرش است و همراه با مادرش کیتی هولمز در نیویورک زندگی می کند اما بنا به گزارش ستون شایعات نیویورک پست ، تام کروز که گاه گاهی دخترش را ملاقات می کند خیلی دوست دارد که دخترش زندگی باشکوه و پر از تجملی که پدرش برای او مهیا می کند را همیشه به یاد داشته باشد و به همین دلیل هر بار که او را ملاقات می کند پول زیادی خرج می کند.

 

بنابر نوشته مجله استار ، تام در تاریخ ۱۷ ژوئیه برای اولین بار پس از جدایی از کتی ، دخترش را ملاقات کرد و مبلغ هنگفتی در حدود ۱۷۰۰۰ دلار برای او هزینه کرد.

 یکی از دوستان تام گفت:«آنها در کنار هم اوقات بسیار خوشی را سپری کردند. تام هر چیزی را که دخترش بخواهد ، بلافاصله در اختیارش قرار می دهد.»

یکی از دوستان کتی گفت:” اگر با پدرت باشی هیچ وقت مجبور نیستی در فرودگاه منتظر هواپیما بنشینی !”

“پدر هرگز به تو نه نمی گوید اما مادر گاهی خواسته های تو را رد می کند. خودتان قضاوت کنید اگر شما یک کودک ۵،۶ ساله بودید کدام را ترجیح می دادید؟”

 طبق گزارش های اخیرا، تام درصدد خرید خانه ای در نیویورک است تا بدین وسیله بتواند زمان بیشتری را با دخترش بگذراند.

تام به دنبال شروعی دوباره است و به همین دلیل در جستجوی خانه ای جدید است. او نمی خواهد دوباره به آپارتمان “ایست ویلج” جایی که با کیتی در آن زندگی می کرد، باز گردد.

او به دنبال مکانی خصوصی و آرام است ، جایی که مجبور نباشد برای رفت و آمد از لابی و از کنار مردم عبور کند.

او قصد دارد فضایی ایده آل و بزرگ ، همراه با محوطه باز مناسب برای سوری فراهم آورد. این فضا ممکن است یک آپارتمان لوکس در داخل شهر باشد و یا یک خانه اشرافی در حومه شهر.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

چه لباسهایی شما را لاغرتر نشان می دهند؟

خیلی خوب می شد اگر شما هم یک عصای جادویی داشتید و در یک چشم برهم زدن لاغر می شدید ! اما متاسفانه عصای جادویی وجود ندارد .. اما بعضی لباسها شما را کوچکتر و لاغرتر از آنچه که هستید نشان می دهند! پس برای اینکه لاغرتر به نظر برسید ، لباس مناسب انتخاب کنید.

 

لباسهای بلند انتخاب کنید

قد بلند ، شما را لاغرتر نشان می دهد پس سعی کنید لباسهایی بپوشید که قد شما را بلندتر نشان دهند. برای مثال اگر یک دامن و یا پیراهن بلند با کفشهای پاشنه بلند بپوشید کمی بلندتر از آنچه که هستید به نظر می رسید و در نتیجه بقیه بدن شما لاغرتر به نظر می رسد. استفاده از تزئینات عمودی و یا حتی یک گردنبند و یا شال بلند و عمودی سبک نیز به بلندتر نشان دادن قدتان کمک می کند.

لباسی بپوشید که در قسمت کمر تنگتر شود

اگر لباسی بپوشید که در قسمت کمر تنگتر شود کمی لاغرتر به نظر می رسید و بقیه تصور می کنند که چند پوند وزن کم کرده اید. به دنبال لباسهایی باشید که شبیه ساعت شنی هستند و در قسمت وسط باریکتر می شوند . این نوع لباسها همه قسمتهای چاق بدن شما را می پوشانند و کمرتان را باریکتر نشان می دهند و به این ترتیب باعث می شوند که بقیه بدن شما لاغرتر به نظر برسد. اگر لباس شما چنین خصوصیتی ندارد و در قسمت کمر باریکتر نمی شود از یک کمربند استفاده کنید.

به رنگ لباس توجه کنید

شاید باور نکنید اما چیزهای ساده مثل رنگ و طرح لباس هم در ظاهر شما تاثیر بسیار زیادی دارد.اگر می خواهید لاغرتر و کوچکتر به نظر برسید از رنگهای تیره مات و طرحهای عمودی رو به پایین استفاده کنید. البته منظورمان این نیست که شما باید همیشه لباسهای تیره و سیاه بپوشید . اگر قسمت پایین بدنتان چاقتر از قسمت بالای بدنتان است لباسی انتخاب کنید که قسمت پایین آن رنگ مات و تیره داشته باشد و قسمت بالای آن طرح دار باشد و بر عکس.

لباسهای یکسره بپوشید

لباسهای یکسره مثل پیراهن سایز واقعی شما را نشان نمی دهند و باعث می شوند لاغرتر به نظر برسید. پس به جای پوشیدن بلوز و دامن و یا شلور از پیراهنهای یکسره استفاده کنید. این نوع پیراهنها شکم و بقیه قسمتهای چاق بدن شما را می پوشانند.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

مردی که میخواست ستاره های فیلم جدید بتمن را بکشد!

مرد مسلحی که در سینمای محل اکران ” شوالیه تاریکی برمی خیزد”، تیراندازی کرد و تعداد زیادی را به قتل رساند قصد داشت کریستین بیل و آنا هاتاوی را نیز بکشد.

 بنا به گزارش نشنال اینکوایر ، پلیس معتقد است که هلمز قصد داشته ستاره های این فیلم اکشن را به قتل برساند .

 

یک منیع خبری گفت:” او می خواست کریستین بیل که نقش بتمن را بازی می کند را بکشد و همراه او عوامل دیگر این فیلم و خدا می داند که چه تعداد مردم بیگناه دیگر را نیز به قتل برساند. او در ذهن بیمار خود می خواست شهر گاتهام سیتی که در این فیلم سمبل شهر نیویورک است را به نا آرامی و خشونت بکشاند.”

” پلیس معتقد است که مراسم افتتاحیه فیلم “شوالیه تاریکی برمی خیزد” که در تاریخ ۱۵ ژوئیه در نیویورک برگزار شد ، احتمالا” هدف اولیه و اصلی جیمز هلمز بوده است.”

” هلمز در سناریوی وحشتناک خود برای انجام این جنایت ، خیال و واقعیت را در هم آمیخته است و قصد داشته به نیویورک که در ذهن بیمار او همان گاتهام سیتی است بیاید و در مراسم افتتاحیه این فیلم تیراندازی کند.”

” او قصد داشت کریستین بیل، بازیگر نقش بتمن وهمینطور هنرپیشه های همکار او از جمله آنا هاتاوی ، مورگان فریمن و گری الدمن را به قتل برساند.”

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

اختلافات خانواده مایکل جکسون و فرزندان او

دایه سابق مایکل جکسون ، دختر بزرگ این خواننده ، پاریس جکسون را دختری با احساس و شجاع توصیف کرد و از اظهارات اخیر او در تویتر دفاع کرد.

اگرچه این دختر نوجوان که در زمینه بازیگری نیز فعالیت می کند ، اخیرا” در وب سایت تویتر از عمه اش ، جانت جکسون شدیدا” انتقاد کرده و عمویش رندی جکسون را سرزنش کرده است اما گریس رارامبا از مردم درخواست کرده که با این دختر ۱۴ ساله که تنها دختر سلطان پاپ است ، مهربان باشند.

 

گریس به رادار آنلاین دات کام گفت:” بجای اینکه سعی کنید او را یک دختر بد جلوه بدهید ، به او فرصت بدهید تا از اشتباهاتش درس بگیرد.او یک دختر بسیار با احساس ، شجاع و سرزنده است .”

“بیایید مواظب باشیم که احساسات او را جریحه دار نکنیم.فکر کردن به اینکه پاریس و برادرانش فقط بخاطر سادگی بچه گانه خود دائما” مورد انتقاد و سرزنش دیگران قرار می گیرند ، قلب مرا به در می آورد.”

مایکل فرزندانش را خیلی دوست داشت .او هرچه لازم بود مهیا کرد تا فرزندانش بخوبی تربیت شوند و در آینده به افرادی خوب و شایسته ای مبدل شوند.

اخیرا” رندی جکسون نامه ای را منتشر کرد که در آن ، او و خواهر و برادرهایش( جانت ، ربی ، تیتو و جرمین) ادعا کرده بودند که وصیت نامه مایکل جعلی است و وضعیت سلامتی مادرشان وخیم است ، پاریس در واکنش به این نامه ، عمویش ، رندی را به انتشار شایعات متهم کرد.

اما از نظر گریس ، داشتن ۷۷۵ هزار طرفدار در تویتر برای یک دختر ۱۴ ساله اصلا” مناسب و درست نیست و معتقد است که پاریس و برادرهایش ، پرینس مایکل ۱۵ساله و بلنکت ۱۰ ساله که به آسایش و سلامتی مادربزرگشان خیلی اهمیت می دهند بلاخره متوجه می شوند که خانواده شان خیلی دوستشان دارند.

او در ادامه حرفهایش گفت:”من مطمئن هستم که پاریس و برادرانش می فهمند که خانواده شان آنها را دوست دارند و بهترینها را برای آنها می خواهند. لطفا” مطالبی که او در تویتر منتشر کرده است را جدی نگیرید و بی ادبی او را ببخشید. هیچ بچه ای نباید در تویتر و یا هرشبکه اجتماعی شبیه به آن ، ۷۰۰ هزار طرفدار داشته باشد .

درگیری بین جانت و پاریس زمانی آغاز شد که جانت ، رندی و جرمی جکسون آمدند تا این دختر نوجوان و برادرانشان را برای دیدن مادربزرگشان به آریزونا ببرند ، جایی که ۱۱ روز قبل مادرشان را به آنجا برده بودند و ظاهرا” برخلاف میلش او را آنجا نگه داشته بودند.

کاترین تا به امروز این موضوع را تکذیب کرده است و برای دیدن نوه هایش ، پرینس مایکل ، پاریس و بلنکت به کالاباساس بازگشته است.

در حال حاضر او و یکی از نوه های دیگرش با نام تیتو جکسون ، مشترکا” سرپرستی فرزندان مایکل را به عهده دارند.

آلامتو

ارسال شده در فال,گوناگون | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش